نویسنده: حجت الاسلام رحیم كارگر

پنج. انواع فرضیات تحقیق

در تحقیقاتی كه پژوهنده عنایت به توضیح و تبیین چگونگی روابط بین متغیّرها را ندارد، اصولاً فرضیه ـ حسب تعریفش ـ مصداق ندارد؛ لذا فرضیه تنها در تحقیقاتی مطرح است كه در آنها محقّق تلاش دارد، چگونگی رابطه یا روابط بین متغیّرها را صراحت بخشد. بیشتر پژوهش‌های مربوط به مهدویت نیز ظرفیت و زمینه استفاده از فرضیه را دارا هستند كه به نمونه‌هایی از آنها اشاره خواهد شد.
چگونگی روابط متغیرها ـ كه معمولاً مورد بررسی و دستكاری پژوهشگران قرار می‏گیرد ـ از حالات زیر خارج نیست:
الف. پژوهشگر به دنبال بررسی و مقایسة تفاوت و تأثیر دو یا چند متغیّر بر یك یا چند متغیّر دیگر است. برای مثال، هنگامی كه مقایسه و مطالعة دو روش مختلف ترویج فرهنگ مهدویت (روش اقناعی و روش توجیهی)، مورد توجّه محقّق قرار می‏گیرد، محقّق در پی آن است كه تفاوت تأثیر این دو روش را مورد بررسی و مقایسه قرار دهد (میزان تفاوت).
ب. پژوهشگر در پی مطالعه میزان رابطه و جهت همبستگی بین دو یا چند متغیّر است. برای مثال در بررسی میزان رابطه و همبستگی بین مشكلات مالی و گرایش به مدعی‏گرایی (ادعای رابطه و دیدار و ...) محقّق قصد دارد كه صرفاً درجه و جهت همبستگی این دو متغیّر را كشف كند؛ نه رابطة علّت و معلولی بین آنها را (میزان همبستگی).
ج. پژوهشگر در كار كشف و تعیین رابطة علّت ـ معلولی دو یا چند متغیّر است. برای مثال محقّق ممكن است قصد آن كند كه در یابد آیا همراهی مردم، علّت پیروزی انقلاب مهدوی است (میزان اثر).[31]
با توجّه به مطالب یاد شده، فرض‏ها در تحقیق ممكن است به دو صورت بیان شوند:
1. آن دسته از فرضیه‌‏هایی كه به «احتمال» وجود تفاوت، رابطه یا اثر اشاره كنند.
2. آن گروه از فرضیه‌‏هایی كه به نداشتن تفاوت، رابطه یا اثر اشاره دارند.
فرضیه‌‏های نوع اوّل را اصطلاحاً فرض تحقیق و فرضیه‌‏های نوع دوم را فرض پوچ، صفر یا آماری می‏نامند. فرضیه تحقیق از وجود رابطه یا اثر یا تفاوت بین متغیر‌ها خبر می‌دهد یا در واقع وجود این حالات را تأیید نموده، آن را واقعی و حقیقی می‌داند. فرضیه تحقیق به نوبه خود به دو نوع جهت‌دار و بدون جهت تقسیم می‌شود. فرضیه صفر ـ كه به فرضیه آماری یا پوچ نیز موسوم است ـ بر خلاف فرضیه تحقیق، وجود رابطه یا اثر یا تفاوت بین متغیّرها را رد كرده، انكار می‌كند و اظهار می‌دارد كه این حالات واقعی نیست و حقیقت ندارد و صرفاً ناشی از تصادف و اشتباهات آماری است. در تحقیقات تاریخی و توصیفی و پس رویدادی فرضیه صفر موضوعیت ندارد.[32]
«فرضیه تحقیق»، جایگاهی مهم در علوم اجتماعی دارد و می‌تواند انتظار محقّق در مورد رابطة بین متغیرهای تحقیق را نشان دهد. «فرضیه تحقیق»، به صورت مثبت بیان می‏شود و اثر متغیّر مستقل را بر متغیّر وابسته بررسی می‏كند یا می‏گوید بین متغیر‏ها، رابطه یا تفاوت وجود دارد.

تقسیم محتوایی فرضیه‌ها

فرضیه‏ها از نظر محتوا نیز به سه نوع فرعی تقسیم پذیرند:[33]
1. فرضیه‏هایی كه بر وجود پدیده‏ها دلالت می‏كنند؛ مثل:
ـ جامعه شیعه، از اندیشه مهدویت بالندگی و حیات می‌گیرد.
ـ شخص منتظر، به آینده امیدوار است.
ـ در جوامع تحت ستم، انقلاب اجتناب ناپذیر است.
ـ در دولت اخلاقی امام مهدی، مردم به نهایت رشد فكری و اخلاقی می‌رسند.
2. فرضیه‏هایی كه بر وجود روابط بین پدیده‏ها دلالت می‏كنند؛ مثل:
ـ بینش سیاسی ـ اجتماعی شیعیان، به مهدویت باوری آنها بستگی دارد.
ـ انتظار مثبت، با امید افراد رابطه دارد.
ـ وجود ظلم و استبداد در هر جامعه، با وقوع انقلاب در آن جامعه بستگی دارد.
ـ رشد فكری و اخلاق مردم در عصر ظهور، در پرتو دولت اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امكان‌پذیر است.
3. فرضیه‏هایی كه، در صدد بیان علّت وجودی و تكوینی پدیده‏ها و روابط بین آنها بر می‏آیند؛ مثل:
ـ مهدویت باوری شیعیان، نقش اساسی در بینش سیاسی ـ اجتماعی آنان دارد.
ـ امید به آینده نقش مؤثری در انتظار مثبت و سازنده دارد.
ـ استبداد حاكمان و ثروتمندان، انقلاب مستضعفان را بارور می‏سازد.
ـ شكل‌گیری دولت اخلاقی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، برای رشد فكری و اخلاقی مردم در عصر ظهور است.
به دو نوع فرضیه نخست ـ كه بر وجود پدیده‏ها و روابط بین آنها دلالت می‏كند ـ فرضیه‏های توصیفی، می‌گویند و به نوع سوّم ـ كه به بیان علّت وجودی پدیده‏ها و روابط فی‏مابین می‏پردازد و جنبة علیّت یا علّت‏یابی دارد ـ فرضیه‏های علّی یا تعلیلی و تحلیلی می‏گویند.
پژوهشگر مباحث مهدوی، باید شناخت درستی از نوع فرضیه خود داشته باشد و مراحل بعدی تحقیق خود را براساس توصیفی بودن یا تعلیلی و تحلیلی بودن آن، سامان بخشد. هر مقدار كه به سمت فرضیه‏های تحلیلی و تعلیلی گام بردارد، به همان اندازه به سمت تحقیق علمی و نظریه‏پردازی نزدیك شده و توان ارائه دیدگاه‏های نو و اثرگذار را دارا خواهد بود. آنچه كه بدان تأكید می‌ورزم، نوآوری، ابتكار و استفاده از كلمات و مفاهیم مناسب و اثرگذار در فرضیه است كه ذیل فرضیه‌سازی قابل بررسی است.

شش. فرضیه‏سازی

پژوهشگر پس از مطالعه ادبیات تحقیق و تعریف مسأله، اقدام به تدوین فرضیه می‏كند. او برای طرح فرضیه، باید با در نظر داشتن سؤالات ویژة تحقیق و نیز متغیّرهای مورد مطالعه، تعداد فرضیه‏های خود را مشخّص كند. تعداد فرضیه‏ها باید به آن اندازه باشد كه نیاز تحقیق را پاسخ دهد و از نتایج آزمون فرضیه‏ها، شناخت واقعی و كاملی از پدیده یا روابط بین متغیرها به دست آید. در عین حال فرضیه‏های متعدد باید به گونه‏‏ای تنظیم شوند كه مجموعاً یك واحد كلّی و یك سیستم را تشكیل دهند و هماهنگ و همسو باشند. در تحقیقات علمی بسته به ماهیت تحقیق و قلمرو و مقیاس آن، تعداد فرضیه‏ها ممكن است از یك تا چندین مورد باشد. از این رو تعداد آنها مهم نیست؛ بلكه انسجام، نظام‏یافتگی و هماهنگ بودن آنها مهم است. گفتنی است كه وقتی می‌گوییم «فرضیه‌ها» عموماً اشاره به فرضیه‌های رقیب نیز داریم؛ یعنی، پژوهشگر با تسلط بر موضوع تحقیق، توان ارائه فرض‌های مختلف را داشته باشد. این فرضیه‌ها ممكن است مخالف با دیدگاه وی (و فرضیه منتخب او) باشد؛ اما او موظف است آنها را به دقت بررسی كند و نقاط و قوّت و ضعف آن‌ها را بشناسد و دلایل و مستندات آن‌ها را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهد.
پس از تخمین مقدار فرضیه‏های مورد نیاز، محقّق باید آنها را به صورت ساده، روان و كوتاه به شكلی تدوین كند كه اولاً مبیّن وجود رابطه بین متغیّرها یا چگونگی وضعیت پدیده‏ها و اشیاء باشد؛ ثانیاً آن را به شكل جملة خبری صورت‏بندی كند؛ ثالثاً می‏تواند در آغاز جمله، از عبارت «به نظر می‏رسد» استفاده نماید.
پس از آنكه پژوهنده، فرضیه یا فرضیه‏های تحقیق خود را تدوین و صورت‏بندی كرد، آن‌گاه با تشكیل جدولی[34] (و طرح سؤالاتی)، به ارزیابی آنها می‏پردازد. نكتة قابل توجّه این است كه باید واژه‏های اختصاصی و تخصّصی فرضیه تعریف شود؛ هر چند تعریف واژه‏های عادی یا متداولی كه در فرضیه به كار می‏رود، ضرورتی ندارد. نكته مهم دیگر این است كه تمامی لغات استفاده شده در یك فرضیه، باید دقیق باشد. لغات مبهم و شناور یا صفات تفصیلی (برتر)، در فرضیه‏ها جایز نیست. متاسفانه این نقیصه در برخی از پژوهش‏‏های دینی ـ به خصوص در پژوهش‏های مربوط به اندیشه مهدویت ـ دیده می‏شود. به نمونه‏هایی از فرضیات مندرج در بعضی از پایان‌نامه‌ها توجه نمایید:
1. مصلح جهانی، یك پدیدة عام و جهان شمول است و كلیه انسان‏های دین باور ـ به ویژه دو فرقه شیعه و اهل سنّت ـ اعتقاد به چنین حقیقت متعالی دارند.
2. بین گرایش به مهدویت و سلامت روان، رابطة مثبت و معنی‏دار وجود دارد.
3. غیبت امام زمان، كاملاً بدون سابقه است.
4. قرآن كریم آیندة جهانی بشریت را روشن معرّفی می‏كند و حكومت آینده را از آن صالحین می‏داند.
5. انتظار حقیقی، مشخصاتی ویژه دارد و در مفهوم آن تحریف معنوی رخ داده است!
6. رابطة معنی‏دار و منفی (یا مثبت)، بین انتظار ظهور و افسردگی وجود دارد.
7. تردیدی نیست كه در عصر حاضر، امكان ملاقات با حضرت امام زمان (البته با شرایط تشرّف) وجود دارد.
8. جهانی شدن به عنوان ظرف و شرایط تاریخی و فراهم كننده ابعاد فن‏آوری، زمینه‏ساز تحقّق حكومت جهانی حضرت مهدی، به عنوان مظروف و محتوای تاریخی آن می‏باشد و … .
بیشتر فرضیات یاد شده، نشانگر عدم شناخت كافی و اصولی پژوهشگران از معنا و مفهوم فرضیه و خصوصیات و ویژگی‏های آن است. نكات قابل نقد و بررسی در این فرضیات عبارت است از:
الف. سادگی وغیرعلمی بودن مفاهیم و متغیرهای استفاده شده در آنها؛ در واقع هركس به آنها مراجعه كند، مطلب جدید و علمی به دست نمی‏آورد و با یك مسأله مهم و ابتكاری روبه‏رو نیست.
ب. چارچوب نظری مشخص در این گونه تحقیقات وجود ندارد؛ یعنی، تكیه‏گاه تئوریك آنها مشخص نیست و صرفاً بیان یكسری توصیفات احتمالی دربارة سؤالات مطرح شده در طول تحقیق است.
ج. در برخی از این فرضیات، بیشتر از آنكه كیفیت و نوع پاسخ‏ها مدنظر باشد؛ تنها به كلی‏گویی بسنده شده و نوع رابطة متغیّرها، روشن نگشته است و ... .
به نظر می‏رسد عدم تدوین فرضیه در چنین مواردی، بایسته‏تر از بیان فرضیات ناقص، نارسا، مغشوش و تكراری است. اصل در فرضیه ارائه مطالب نو و مفید ـ آن هم به صورت نظام‏مند و حساب شده ـ است. حتّی اگر پژوهشگر اشاره‏ای به فرضیه یا فرضیات خاصّ نداشته باشد؛ اما آن را به عنوان روح كلی تحقیق و راهنمای رسیدن به یك نتیجة روشن قرار دهد، پسندیده‏تر از طرح فرضیات ناقص، ساده، ناگویا و غیرعلمی است. فرضیه‏های تحقیق به طور تلویحی، نظام استخوان‏بندی و سازماندهی مفهومی فصول یك تحقیق هستند و كلیت كار را جمع‏بندی می‏كنند؛ پس باید در تدوین و ارائه آنها كمال دقّت و شناخت را داشت.
در فرضیه‏سازی باید به گونه‏ای نوشت كه جای جملات را نتوان تغییر داد. عبارات یك فرضیه، باید روابط علّت و معلولی و تسلسلی پدیده‏ها را نسبت به یكدیگر نشان دهد. درجه‏بندی در فرضیه‏سازی بسیار مهم است[35].
استفاده از عباراتی مانند شاید، احتمالاً، مهم‌تر، بالاتر، پایین‏تر، یقیناً، اثر دارد، تأثیرپذیری دارد و... مسأله‏ای را حل نمی‏كند و ذهن خواننده را در ابهام نگه می‏دارد. محقّق به جای اینكه بنویسد: اثر دارد، باید بگوید: چگونه اثر دارد. الفاظی مانند بالاتر و پایین‏تر، شناور هستند و تأثیری ندارند.
فرضیه‏سازی از بخش‏های مشكل طرّاحی است و به پشتوانه‏های مطالعاتی دقیق نیازمند است. محقّق فرضیه را نمی‏بافد؛ بلكه باید مبتنی بر مطالعات، مشاهدات و تأملات اولیه به پردازش آن اقدام كند.

6-1. منابع فرضیه

فرضیات تحقیق، ریشه در زمینه‏هایی دارد كه كما بیش مسائل پژوهش را تبیین می‏كند و همان‏گونه كه گزینش یك مسأله مناسب كار آسانی نیست، كشف یك فرضیه سودمند نیز آسان نمی‏باشد. منبع اصلی فرضیات عبارت است از:
6-1- 1. تجربیات و دانش محقّق و اطلاعاتی كلی و پراكنده او كه در ضمن تحقیق به دست می‏آید.
6-1- 2. تحقیقات انجام شده قبلی.
6-1- 3. نظریه كه نوعی فرضیه وسیع و یا مجموعه‏ای از فرضیات فرعی است كه می‏توان از طریق تعقّل قیاسی، به فرضیات مناسب دست یافت.
6-1- 4. پرسش‏های تحقیق (پرسش‏های توصیفی كه چه بود و چه هست را شامل می‏شوند و پرسش‏های هنجاری كه یك نیاز اطلاعاتی دیگر را مطرح می‏كنند) و پرسش‏های همبستگی كه از رابطة میان متغیرها سؤال می‏كنند و پرسش‏های علّی كه به منظور كشف اینكه چه چیزی موجب چیز دیگر است، مطرح می‏شود.[36]
توضیح آنكه هنگام ساختن فرضیه، ممكن است پژوهشگر خود ابتكار ساختن فرضیه را بر عهده گیرد و بر اساس تفكّرات و اندیشه‏های مشخص، در رابطه با پدیده‏های مورد نظر، به ساختن فرضیه مبادرت ورزد.
در بعضی مواقع، پژوهشگر ممكن است، تحقیق خود را براساس یكی از تئوری‏ها (نظریه‏های) صاحب‏نظران و متفكّران پایه‏گذاری كند. در این صورت چارچوب نظری كار تحقیقی وی، همان تئوری تئوریسین مورد نظر بوده و قصد محقّق آزمودن آن است.
نظریه یكی از مناسب‌ترین و در عین حال منطقی‌ترین منابع فرضیه است و می‌توان آن را نوعی فرضیه وسیع و یا مجموعه‌ای از فرضیات فرعی دانست كه می‌توان از طریق تعقل قیاسی به فرضیات مناسب دست یافت. به همین دلیل به چنین فرضیاتی، فرضیات قیاسی گفته می‌شود و فرضیاتی را كه از مطالعات و مشاهدات پیشین به دست می‌آید، فرضیات استقرایی می‌گویند. در واقع این كار تعیین چارچوب نظری تحقیق است. محقّقی كه به منظور دست‌یابی به روابط علت و معلولی بین متغیر‌های موجود یك پدیدة اجتماعی به تحقیق می‌پردازد، لازم است علاوه بر اعمال دقت كامل در كار پرسش‌گری و عملیات میدانی و به طور كلی در انجام جمع‌آوری دقیق اطلاعات، بتواند واقعیت‌های موجود را با نتایج به دست آمده، با زبان علمی بیان نماید. در حقیقت تفاوت بین مشاهده‌گری كه واقعیت‌ها را می‌بیند و از هرگونه تحلیلی دربارة آن‌ها عاجز است، با مشاهده‌گری كه هر واقعیت‌ اجتماعی را با روشن‌بینی و نكته سنجی علمی تبیین و تفسیر می‌كند، آن است كه مشاهده‌گر اول فاقد اطلاعات نظری گسترده‌ای است و هر واقعیت یا پدیده را با بیانی علمی تعریف كند و آن را با پدیده‌ای دیگر در رابطه علّی قرار می‌دهد.[37]
معمولاً كمك یا الهام گرفتن از تئوری‏های رایج (مثل نظرات علّامه طباطبایی، شهید مطهری، علّامه جعفری و ... در حوزة پژوهش‏های دینی)، متداول‏تر از ساختن نظریه یا مدل نظری توسط خود محقّق است؛ اما در «مهدویت پژوهی» امكان بهره‌گیری از چار‌چوب‌های تئوریك كمتر فراهم است یا با ظرافت و دقّت لازم همراه نمی‌باشد. متأسفانه در ساحت نظریه‏پردازی دینی، بیشتر از ساختن نظریه، به پردازش نظرات دیگران توجّه شده و چه بسا به تكرار صرف آنها پرداخته می‌شود!!
گاهی هم فرضیه‏سازی، از طریق فرضیه‏های دیگران انجام می‏گیرد؛ یعنی، پژوهنده، ممكن است فرضیه‏ یا فرضیه‏هایی را بسط دهد، محدود سازد، بعضی عوامل و فاكتورهای جدید را جایگزین عوامل و فاكتورهایی كند كه در پژوهش‏های دیگران، هنگام آزمون فرضیه‏ها رد شده‏اند و عدم تأثیرشان در پدیدة مورد بحث، تأیید شده و به اثبات رسیده است. پس از پایان عملیات تجزیه و تحلیل محقق باید با تكیه بر نتیجة كار، دربارة فرضیه‌های اولیة خود اظهار نظر كند و با توجه به نتایج حاصله، تأیید یا رد آن‌ها را اعلام نماید. در تحقیقات تاریخی توصیفی و نظری و موردی و تحلیلی محتوا، محقق با استفاده از روش استدلال و تحلیل عقلانی یا روش‌های آمار نویسی یا آزمون و ... به نتیجه‌گیری پرداخته، بر اساس نتایج حاصله، فرضیه‌ها را مورد ارزیابی و اظهار نظر قرار می‌دهد و نسبت به تأیید یا رد آن‌ها اقدام می‌كند.[38]

6-2. طرز ساختن فرضیه

برای ساختن فرضیه‏ها، دو روش رایج هست:[39] روش توجیهی و روش میان‏بر.
6-2-1. روش توجیهی
منظور از روش توجیهی، بیان جنبه‏های مختلف ذهنی و تصوّری پژوهشگر در ارتباط با پدیدة مورد نظر است. به عنوان مثال، وقتی فرضیة «انتظار مثبت شیعی، در شكل‏گیری انقلاب اسلامی ایران نقش دارد» مطرح باشد، پژوهشگر باید توجیهی از این فرضیه و نحوة مؤثر بودن «انتظار فعّال» در شكل‏گیری انقلاب به عمل آورد. برای مثال آیا مسأله «انتظار مثبت» به طور كلّی و در هر میزان در انقلاب ایران تأثیر دارد، یا معنا و شكل خاصّی از این انتظار، مورد نظر پژوهشگر است. اگر این چنین است، انتظار مثبت چه شاخصه‏ها و ویژگی‏هایی دارد و كدام یك نقش مهم‏تری در شكل‏‏گیری انقلاب ایفا می‏كند. بر این اساس پژوهشگر به این نتیجه می‏رسد كه در انتظار مثبت، می‏توان به گزینه‏های مختلفی چون انتظار فعّال و سازنده، انتظار عاشورایی (دگرگون كننده)، انتظار امیدبخش و ... دست یافت.
در قدم بعدی پژوهشگر باید این نكته را روشن كند كه منظور او از «انتظار فعّال»، «انتظار عاشورایی»، «انتظار امیدبخش» و ... چیست؟ او باید بكوشد ویژگی‏ها و ممیّزات هر یك از انگاره‏های یاد شده را به طور مشخص بیان كند و منظور خود را به روشنی از این تقسیم‏بندی ارائه دهد. به عنوان مثال «انتظار فعّال»، اگر حالت قیام‏گونه و ایثار‌گرانه داشته باشد و از حد فعالیت عادی و آمادگی ابتدایی خارج شود، تبدیل به «انتظار عاشورایی» می‏شود.
6-2- 2. روش میان‏بر
منظور از روش میان‏بر، عدم استفاده از توجیه فرضیه ـ كه یك امر فكری و ذهنی است ـ و رجحان و برتری دادن به روش تكنیكی و عملی (مكانیكی) است و آن عبارت است از خارج كردن سؤال‏ها و پرسش‏های مربوط به مسائل علمی، از حالت استفهامی. در این روش سؤال از حالت پرسشی خارج شده و به گزاره تبدیل می‌شود. این گزاره‌ها هستند كه حالت فرضیه به خود گرفته و به ساده‌ترین روش، مطلوب پژوهشگر را می‌رسانند. مثال:
مسأله علمی: آیا اندیشه مهدویت، جایگاه بنیادینی در تفكر سیاسی شیعه دارد؟
فرضیه علمی: اندیشه مهدویت، جایگاه بنیادینی در تفكر سیاسی شیعه دارد.
پس در روش میان‏بر، صرفاً «آیا و علامت سؤال» از جملة استفهامی حذف و مابقی ساختار جمله حفظ می‏گردد و به این ترتیب، فرضیه به روش میان‏بر ساخته می‏شود. حال با این تعریف كه «فرضیه پاسخ حدسی و فرضی محقّق به سؤال مربوط به مسأله علمی او است»، یك بار مسأله علمی را در حالت استفهامی بخوانیم و بار دیگر، فرضیه علمی را، با حذف علایم استفهامی بخوانیم. با كمی دقت متوجّه می‏شویم كه حالت دوم، جواب حالت قبلی است.
باید دانست كه در ساختن فرضیه، روش توجیهی مقدّم و مرجّح بر روش میان‏بر در نظر گرفته شده و مورد استفاده قرار می‏گیرد. در صورت استفادة پژوهشگر از روش میان‏بر، وی باید نهایت دقّت و ژرف‏اندیشی را در ارائه «مسألة علمی» داشته باشد؛ یعنی، سؤال را به صورت جامع، نو و علمی مطرح كند و از ساده نویسی و تكرارگویی بپرهیزد. در همة این مراحل، پژوهشگر مراحلی را طی می‏كند كه به آنها مفهوم‏سازی، ملفوظ‏سازی و مشهودسازی (علمی‏سازی) گفته می‏شود. همچنین پیوند بین فرضیه و نظریه و ارزش و جایگاه تئوری، از مباحث مهمی است كه در این نوشتار، مجالی برای پرداختن به آنها نیست.

هفت. مهدویت، آموزه‌ای برای اندیشیدن

قرن بیستم، دوران انباشت دانش‌ها، فنون و اندیشه‌ها و به عبارتی دوران رونق نظریه‌پردازی و تولید علوم و یافتن راه حل‌های جدید و پاسخ‌های نو یا خواسته‌ها و نیازهای بشر، بوده است؛ اما به نظر می‌رسد قرن بیست و یكم، عصر بن بست در نظریه‌پردازی و دوران تكرار آرا است و قصور در اندیشه به حدّی رسیده كه توان رشد و بالندگی خود را از دست داده و گویا بیشتر مكاتب، افكار و حكومت‌های بشری بروز و ظهور یافته‌اند و مجال كمی برای آنها باقی مانده است. در این بن بست شاهد اضطراب فوق‌العادة بشر، ناراستی راه و روش‌ها، حیرت و سرگردانی هویتی، سیاسی، اجتماعی و فكری، عدم تحقق عدالت و عقلانیت لازم بشری و پیوند عجیب زندگی با نفسانیات، شهوات، مادیات و اوهام هستیم. در واقع می‌توانیم بگوییم در پایان تاریخ فكر و دانش و ساختارهای برخاسته از دنیاگرایی و مادی‌گرایی هستیم.
در اینجا است كه باید به دنبال راه و نظریات جدیدی برای زندگی باشیم. شیعه معتقد است: این راه و روش در «ولایت‌پذیری» و سریان ولایت در همه هستی و در چهارچوب دین اسلام نهفته است؛ یعنی، پاسخ همه دغدغه‌ها، اضطراب‌ها، حیرت‌ها، بن بست‌ها و كاستی‌ها را باید در اندیشه «ولایت و امامت» جست و جو كرد. جلوه كامل و تام ولایت، در «آموزه متعالی مهدویت» جلوه‌گر و نمایان است. در واقع «اندیشه مهدویت» پاسخ و راه‌كار همة نیازها و خواسته‌های بشر و فرجام شكوهمند هستی انسانی است. این آموزه نه تنها تصویر و طرّاحی یك جامعة مطلوب و آرمانی است؛ بلكه آموزه‌‌ای زندگی‌ساز و نظریه‌خیز است. هم خود نظریه جامع و كامل برای همه ابعاد و زوایای حیات معقول و طیّب بشری است و هم توانایی فوق‌العاده و فراگیری برای تولید دانش و نظریات و فرضیات مختلف دارد. در واقع هم سرآمد و پایان بخش همه نظام‌ها، حكومت‌ها، افكار و نظریات است و هم فراگیرترین، كارآمدترین و بنیادی‌ترین آنها.
در روایتی آمده است:
«اِنَّ دُولَتنا آخّر الدُّول و لَمْ یَبْقَ اهلَ بیتٍ لَهُم دُوَلةٌ اِلّا مَلَكوا قَبلَنا لِئَلّا یَقُولوا اِذا رأوا سیرَتنا اذا ملكِنا سِرنا بِمثْلِ سیرةِ هؤلاء و هو قول الله تعالی و العاقبة للمتقین»؛[40]
«دولت ما آخرین دولت‌ها است و هیچ خاندانی كه صاحب دولت‌اند، باقی نمی‌ماند مگر این‌كه پیش از حكومت ما به قدرت می‌رسند تا وقتی شیوة ما را دیدند، نگویند: اگر ما نیز به قدرت می‌رسیدیم، مانند اینان رفتار می‌كردیم و این همان سخن خدای تعالی است كه می‌فرماید: عاقیت برای پرهیزكاران است».
و در روایتی مشابه از امام صادق علیه السلام آمده است:
«دولتُه آخرُ الدول و خیرُ الدولِ، تعقبُ جمیعَ المُلوك بحیث لم یبقَ اهل بیتٍ لهم دولةٌ الّا ملكوا قبلَه...»؛[41]
«حكومت او، آخرین و بهترین حكومت‌ها است. بعد از تمام حاكمان و پادشاهان می‌آید. هر خاندانی كه برای آنها حكومتی مقدر باشد، به حكومت می‌رسند تا هنگامی كه حكومت ما برقرار باشد؛ تا نگویند: اگر حكومت به ما می‌رسید، چنین و چنان می‌كردیم…».
این احادیث به روشنی جایگاه متعالی و فراتر «آموزة مهدویت» و برتری و فضیلت حكومت جهانی مهدوی را بیان می‌كند و نشانگر این است كه كامل‌ترین، كارآمدترین، جامع‌ترین و اثر گذارترین فكر و راه را می‌توان در آن مشاهده كرد. بر این اساس مراجعه به آن نیز خود می‌تواند بهترین و مطلوب‌ترین راه‌ها و نظریات را ارائه دهد.
«آموزه مهدویت» میراث گران‌بهای دینی است كه آكنده از معارف، مفاهیم، اصول، روش‌ها، خط‌مشی‌ها، قواعد، معیارها، سازوكارها و موضوعات گوناگون و اندیشه‌برانگیز است. گفتمان و پارادایم و نظریه خاصی را می‌توان از این آموزه استخراج كرد و مدل و الگو و قانونی برای زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از آن به دست آورد. آموزه مهدویت، مكتب، ایدئولوژی و نظام جامعی است كه هم شامل بسیاری از معارف دینی است و هم قاعده و رهیافت خاص و ویژه‌ای را ارائه می‌دهد؛ یعنی، آموزه‌های دینی، به صورت گسترده، فراگیر و عینی در آن عملیاتی شده و مجال ظهور و بروز می‌یابد. «آموزه مهدویت»، شامل مباحث و موضوعات مختلف تاریخی، كلامی، تفسیری، سیاسی، اجتماعی، فلسفی و … است و پژوهش و اندیشیدن درباره آنها كاری بایسته، بشكوه و اثر بخش است. در این دریای ژرف دانش و معرفت، گوهر‌های درخشانی از آینده‌نگری، فرجام‌گرایی، انتظارورزی، راه شناسی، حقیقت‌گرایی، حق خواهی و … نهفته است كه با غوص عالمانه و خردورزانه در آن، می‌توان به این گوهر‌های ناب دست یافت.
امروزه پرده فراموشی و بی‌توجهی از چهرة این آموزه والا، به كناری نهاده شده و چشم‌انداز‌های زیبایی از آن عیان شده است؛ اما هنوز آغاز راه است. رونمایی از این آموزه در عرصه‌های مختلف، هرچند ثمربخش و قابل توجه است؛ اما كافی نیست و نیاز به یك انقلاب علمی و تحقیقی احساس می‌شود. مهم‌ترین مؤلفه این انقلاب پژوهشی، نگاه روش‌مند و دانش‌خیز به آموزه مهدویت است.
پژوهشگران در این رویكرد علمی و تولیدی، نیاز به تحقیقات و كنكاش‌های عمیقی دارند كه بتوانند توضیح كامل و اقناع‌كننده‌ای دربارة «اندیشة منجی‌گرایی» بدهند و مبانی و نظام جامع فكری و دینی آن را استخراج نمایند. همچنین ابعاد و زوایای مختلف آن را باز كاویده و اسرار، حكمت‌ها و زیبایی‌های آن را (در زمینه تولّد، پنهان زیستی، طول عمر، انتظار، ظهور، قیام، تشكیل حكومت، عدالت‌گستری و ...) باز شناسانند. مهدویت؛ یعنی، حاكمیت، معنویت، عقلانیت و عدالت در جامعة بشری، جهت تحقق عبودیت و بهْ‌‌زیستی انسان. این آموزه می‌تواند به نظریه‌ای جامع و كامل تبدیل شود و متناسب با گفتمان روز و سطح درك و فهم مردم تبیین گردد و ... در هر حال این رویكرد پژوهشی، نیاز به روش‌های علمی تحقیق و چهارچوب‌های خاص نظری دارد كه مهم‌ترین بعد آن، بهره‌مندی از «فرضیه» یا «فرضیه‌های تحقیق» است كه در این پژوهش به آن پرداخته شد.

نتیجه گیری

فرضیه جایگاه ویژه و هدایت‌گرایانه‌ای در تحقیق دارد و پژوهش‌هایی كه دارای فرضیه یا فرضیات هستند، ارزش علمی بالاتری دارند و در تحلیل و تبیین موضوعات مختلف، نقش مهمی ایفا می‌كنند.
فرضیه، بیانیه‌ای احتمالی و حساب شده است كه بار علمی و مبتكرانه پژوهش را بر دوش می‌كشد و رابطه علّی و چگونگی تأثیرپذیری پدیده‌ها را بیان می‌كنند. فرضیه حدس و گمان موقتی و پاسخ اولیه و مقدماتی به سؤال اصلی تحقیق است كه به كشف مجهول كمك می‌كند.
آنچه در این نوشتار مطرح شد، اهمیت و جایگاه فرضیه در پژوهش‌های دینی (مهدویت پژوهی) است. به نظر می‌رسد، وجود فرضیه در این‌گونه تحقیقات، جهت نظم بخشیدن، روشمند كردن، متمركز نمودن، تعمیم یا تحلیل مناسب، تولید دانش و معرفت جدید و … پرفایده باشد؛ اما بیان آن در همه پژوهش‌ها ـ به خصوص در تحقیقات توصیفی ـ ضروری نیست یا با دشواری‌ها و ابهاماتی روبه‌رو است.
گفتیم كه این ابهامات و كاستی‌ها و یا نگاه پوزیتیویستی به علوم، نباید مانع بهره‌گیری از فرضیه بشود. فرضیه امری عجیب و پیچیده و تجربی محض نیست؛ بلكه فرضیه می‌تواند در بیشتر پژوهش‌ها كار هدایت‌گری، كشف مجهول و سازماندهی را بر عهده بگیرد؛ به خصوص در «آموزه مهدویت» كه آكنده از موضوعات و معارف بكر و ناب در زمینه‌های مختلف است.
از طرف دیگر بهره‌وری از فرضیه در پژوهش، باید علمی، ابتكاری و دقیق باشد؛ ولی متأسفانه در بیشتر پژوهش‌های رسمی و نیمه رسمی، به صورت نادرست، سطحی و گذرا به فرضیه پرداخته می‌شود و یا فرضیه‌پردازی، از ویژگی‌ها و شرایط لازم برای تولید علمی برخوردار نیست. این نوشتار روشن كرد كه یكی از ضرورت‌های «مهدویت پژوهی» معاصر، شناخت چیستی و چرایی فرضیه و چگونگی فرضیه‌سازی است تا در سازماندهی مفهومی و جمع‌بندی كلیت كار تحقیق، به درستی عمل گردد و گامی درست و اصولی در كشف مجهولات و نظرات و قواعد جدید برداشته شود.
در این نوشتار تأكید بر این بود كه پژوهش‌های بدون فرضیة درست و نظام‌مند، از بار علمی كمتری برخوردار است و قابلیت طرح در مجامع علمی و نقد و بررسی را ندارد. یا نباید به تدوین فرضیه پرداخت و یا آن را بر اساس موازین و معیارهای شناخته شده «روش تحقیق» طرح كرد. روش علمی پردازش فرضیه نیز بر این اساس بود كه ابتدا «مسأله علمی» (سؤال اصلی) به دقت طرح گردد و از طریق فرضیه، به آن پاسخ داده شود. در فرضیه‌سازی نیز می‌توان از راه‌های مختلف (روش توجیهی، روش میان‌بر و …) عمل كرد؛ ولی باید از مفاهیم و اصطلاحات دقیق و روشن و بدون ابهام و چند‌گانگی معنایی بهره گرفت.
انگاره‌های دینی «در آموزه مهدویت»، به صورت گسترده و فراگیر مطرح شده است؛ اما برای پردازش و ارائه آن به جامعة علمی، باید در بعضی از سطوح و ابعاد، روشمند و اصولی رفتار كرد و كاوش‌های علمی خود را، مبتنی بر روش‌ها و چهارچوب‌های نظری خاص قرار داد.

پی نوشت:

[1]. محمود سریع‏القلم، روش تحقیق در علوم سیاسی و روابط بین‏الملل، تهران، فرزان،1384ش، ص110.
[2]. محمدرضا حافظ‏‏نیا، مقدمه‌ای بر روش تحقیق در علوم انسانی تهران، سمت، چاپ یازدهم، 1384ش، ص110.
[3]. ریمون كیوی و لوك وان كامپنهود، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبد الحسین نیك گهر، تهران، توتیا، چاپ دوم،1386ش، ص156.
[4]. علیرضا شایان مهر، دائرة المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، كیهان، 1377ش، ج1، ص397.
[5]. به نقل از: مصطفی ازكیا و علیرضا دربان آستانه، روش‌های كاربردی تحقیق، تهران، كیهان، 1382ش، ج1، ص171.
[6]. همان.
[7]. عزت‏الله نادری و مریم سیف نراقی، روش‏های تحقیق در علوم انسانی، تهران، بدر، چاپ بیست‏وششم، 1384ش، ص37.
[8]. رمضان حسن‏زاده، روش‏های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، ساوالان، چاپ ششم، 1387ش، ص59.
[9]. به نقل از: مصطفی ازكیا و علیرضا دربان آستانه، پیشین، ص171.
[10]. همان.
[11]. همان.
[12]. همان.
[13]. همان.
[14]. به نقل از: عزت‏الله نادری و مریم سیف نراقی، پیشین، ص 35.
[15]. پوزیتیویسم یا اثبات‌گرایی، اصطلاحی فلسفی است كه به آن مكتب تحقّقی یا اثباتی نیز گفته‌اند. این مكتب تنها تجربه را منبع واقعی معرفت می‌داند!! در قرن 18 توسط فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی اگوست كنت، ساخته و به كار رفته شد. كنت بر این باور بود كه جبری تاریخی، بشریت را به سمتی خواهد برد كه نگرش دینی و فلسفی از بین رفته و تنها شكلی از اندیشه‌كه باقی می‌ماند، متعلق به اندیشه قطعی و تجربی علم است!! در واقع به نظر پوزیتیویست‌ها، تنها روش علمی، اثبات گرایی تجربی است.
پوزیتیویسم دارای شاخه‌های گوناگون است كه مهم‌ترین آن پوزیتیویسم منطقی است. این رویكرد در سال 1929 به صورت رسمی از سوی حلقه وین به جهانیان اعلام شد. پوزیتیویسم مورد نقد بسیاری از دانشمندان و متفكران قرار گرفت و بعد از مدتی شالوده‌های آن فرو ریخت. جان پاسمور، مورخ تاریخ فلسفه معاصر در سال 1972 در مقاله‌ای پوزیتیویسم منطقی را مكتبی مرده اعلام كرد. استاد مصباح یزدی در مورد این مكتب می‌گوید: «یك مكتب افراطی به نام پوزیتیویسم (اثباتی، تحصلی، تحققی) كه اساس آن را اكتفا به داده‌هایی بی‌واسطه حواس تشكیل می‌داد و از یك نظر، نقطه مقابل ایده آلیسم به شمار می‌رفت. كنت حتی مفاهیم انتزاعی علوم را كه از مشاهده مستقیم به دست نمی‌آید، متافیزیكی و غیر علمی می‌شمرد و كار به جایی رسید كه اصولاً قضایای متافیزیكی، الفاظی پوچ و بی معنا به حساب می‌آمد (آموزش فلسفه، ج1، ص50). در مجموع می‌توان پوزیتیویسم را چنین تعریف كرد: «فلسفه‌ای است كه چون معرفت واقعی را معرفتی مبتنی بر تجربه حسی می‌داند كه فقط با آزمایش و مشاهده مسیر است، هرگونه مساعی نظری را برای كسب معرفت با عقل محصل، بدون مداخلة تجربه، خطا می‌داند. (آرن نائس، كارناپ، ترجمة منوچهر بزرگ مهر، تهران، انتشارات خوارزمی،1352ش) ص21. ویژگی‌های پوزیتیویسم را می‌توان این‌گونه بیان كرد:
1. منكر وجود هر نوع دریافت اشراقی یا ادراك عقلانی كلّی است؛ 2. به اصالت ذرّه و جزئی‌نگری معتقد است؛ 3. تنها روش ادراك امور را روش تجربی ـ آزمایشگاهی می‌داند؛ 4. هر نوع قضیه معرفت شناسانه را كه از طریق روش حسّی ـ تجربی قابل مطالعه نباشد، مهمل یا غیر علمی می‌نامد!!؛ 5. اساس رویكرد علوم جدید پوزیتیویستی است!!.
[16]. محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، راهنمای نگارش و ویرایش، مشهد، به نشر، چاپ پنجم، 1386ش، ص104.
[17]. مهدی ساده، روش‌های تحقیق با تأكید بر جنبه‌های كاربردی، تهران، مؤلف، 1375ش، ص30.
[18]. حیدر علی هومن، پایه‏های پژوهش در علوم رفتاری، تهران، بی جا، چاپ سوّم، 1380، ص43.
[19]. كومار، كریشان، روش‏های پژوهش در كتابداری و اطلاع رسانی، ترجمه فاطمه‏دوست، تهران، انتشارات كتابخانه ملّی ایران، 1374ش، ص25 و 34.
[20]. متغیّر به ویژگی یا صفتی یا عاملی اطلاق می‌شود كه بین افراد جامعه مشترك بوده، می‌تواند مفاد كمّی و ارزش‌های متفاوتی داشته باشد.
[21]. مصطفی ازكیا و علیرضا دربان آستانه، پیشین، ص167.
[22]. ریمون كیوی و لوك وان كامپنهود، پیشین، ص9و10.
[23]. محمدرضا حافظ‏نیا، مقدمه‏ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، تهران، سمت، چاپ یازدهم، 1384ش، ص111.
[24]. ر.ك: كومار كریشان، پیشین، ص54.
[25]. مصطفی ازكیا و علیرضا دربان آستانه، پیشین، ص172و173.
[26]. مهدی ساده، پیشین، ص37.
[27]. همان، ص26.
[28]. ر.ك: احد فرامرز قرا ملكی، اصول و فنون پژوهش در گستره دین پژوهی، قم، انتشارات مركز مدیریت حوزه علمیه، چاپ دوم، 1385ش، ص70 و 71.
[29]. محمد رضا حافظ ‏نیا، پیشین، ص19.
[30]. ر.ك: رمضان حسن زاده، روش‌های تحقیق در علوم رفتاری، تهران، ساوالان، چاپ ششم، 1378ش، ص54 و 55.
[31]. عزت الله نادری و مریم سیف نراقی، پیشین، ص36 و 37.
[32]. جهان بخش ثواقب، روش تحقیق با تأكید بر تاریخ، شیراز، نوید شیراز، 1385ش، ص83.
[33]. ر.ك: مهدی ساده، پیشین، ص40.
[34]. ر.ك: محمدرضا حافظ‏نیا، پیشین، ص117.
[35]. محمود سریع‏القلم، پیشین، ص112.
[36]. ر.ك: مصطفی ازكیا و علیرضا دربان آستانه، پیشین، ص189.
[37]. مصطفی ازكیا و علیرضا دربان آستانه، پیشین، ص187.
[38]. ر.ك: جهانبخش ثواقب، پیشین، ص109.
[39]. ر.ك: مهدی ساده، صص31-34.
[40]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، كتاب الغیبة، ص473؛ شیخ مفید محمد بن نعمان، الارشاد، ج2، ص385.
[41]. شیخ مفید محمد بن نعمان، پیشین، ص344؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص308.

منبع: مجله انتظار