بیان مسأله: به‌رغم گذشت قریب به نیم قرن از تأسیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران و آغاز پژوهش‌های مدون اجتماعی، متأسفانه پژوهش اجتماعی در ایران، جایگاه طبیعی و ضروری خود را باز نیافته است و پیامدهای این امر بسیارند: سرگشتگی مدیران اجرایی، هدر رفتن منابع مالی، از دست دادن زمان و فرصت‌ها، سلیقه­ای شدن تصمیمات مهم اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و .... 

در حوزه آکادمی و علمی نیز همین روند دیده می­شود، تحقیقات با هزینه‌های گزاف تحقق می‌پذیرند، لیک علمی به بار نمی‌آورند، کمکی به ارتقاء دانش نمی‌کنند، در نتیجه ارتقاء و انباشت دانش صورت نمی‌گیرد، غنای نظری نیز حاصل نمی‌شود. با آنچه آمد، ضرورت بازبینی وضعیت و تحمیل آن جهت رفع تنگناها احساس می‌شود.
در یک دید کلی می‌توان، چالش‌های پژوهش اجتماعی در ایران را در سه سطح مورد بررسی قرار داد (سطوح وضعیت):
الف: سطح تولید. منظور سطح درونی و داخلی در بین اصحاب علوم­اجتماعی و تولیدکنندگان دانش است.
تنگناهای موجود در این سطح بسیارند، نظیر:
گرایش افراطی به کمیت موجبات محور اندیشه و در نتیجه سرگردانی پژوهش را فراهم می‌آورد. به نظر ما، هر پژوهش اجتماعی می‌بایست، هم نظریه‌محور[2] و هم نظریه‌راهبر[3] باشد. انباشت داده‌های کمی بدون هیچ اندیشه، گزاره یا فرضیه علمی، متأسفانه به اتلاف، زمان، هزینه و انرژی مولدان پژوهش می‌انجامد. سورکین، این وضعیت را که با سقوط دانش اجتماعی سروکار دارد، با مفاهیم کمیت‌شیدانی[4]، کمیت‌زدگی و هم آزمون‌زدگی[5] عنوان می‌کند.
پرسشنامه محوری؛ هرچند پرسشنامه یکی از ابزار تحقیق است، لیک افراط در کاربرد آن، بدون توجه به دیگر تحقیقات و در عین کاربرد خام آن، بدون توجه به شرایط اساسی ده‌گانه، منجر به تولید داده‌های خام و بیشتر مخلوط می‌شود.
زمان‌گذاری و تأخیر؛ پژوهش‌های زمان‌بر و طولانی در حوزه‌های اجرایی به‌کار نمی‌آیند. هیچ مدیری نمی‌تواند سال‌ها وقت بگذارد و صرفاً منتظر انجام یک پژوهش برای اتخاذ تصمیم باشد. لذا، ‌کاربرد روش‌های کیفی با زمان‌بندی معقول برای ورود به برنامه‌ریزی اجتماعی امری اجتناب ناپذیر است.
فرایند بومی بودن؛ هر ابزار پژوهشی باید با توجه به میدان بازسازی شود، از این رو می‌توان گفت کاربرد هر ابزار نیازمند خلاقیت و ابداع است. چنان‌چه ابزار فرایند بومی شدن و انطباق با طبیعت را نیابد، نتایج درست حاصل نخواهد شد. امروزه، در حوزه طبیعت‌گرایی[6] و تحقیقات طبیعت‌گرا[7]، میدان را جزئی اساسی در سازمان پژوهش به حساب می‌آورند.
فقدان همکاری درونی؛ تحقیقات امروز کمی- کیفی یا کیفی- کمی، در همه حال بین رشته‌ای[8] و چند رشته‌ای[9] هستند و ضرورت دارد با همکاری چند محقق، با اندیشه‌ها، رشته‌ها و چشم‌اندازهای مختلف پدیده مورد نظر سنجیده شود ولی هنوز این سیاق در ایران نهادینه نشده است.
ب: سطح مصرف: مصرف داده‌های پژوهش اجتماعی و تنگناهای آن. در این حوزه نیز مسائل بسیارند، نظیر:
ایده‌های پیشین و نفی نیاز؛ مسئولان، مدیران و کارگزاران اجرایی خود با پدیده مورد نظر زندگی می‌کنند، لذا، اندیشه‌های بسیاری در مورد آن دارند و همان را در عمل پیاده می‌کنند، یا دست کم گرایش دارند به همان اندیشه‌ها جامه عمل بپوشانند. غافل از آن‌که، جامعه امروز پیچیدگی‌های بسیار دارد. عناصر اجتماعی در پیوند متقابل بوده و به‌هم پیوستگی بافتی آن از اهمیت زیادی برخوردار است.
نهادینه بودن؛ سنت پژوهش اجتماعی در حوزه‌ها را اجرایی وجود ندارد، یا بسیار ضعیف است. لذا در این برهه گذار، تولید چنین ضرورتی، کاری بس دشوار است.
تعجیل؛ کارگزاران زمان کمی دارند، لذا، نمی‌خواهند یا در مواردی نمی‌توانند مدت‌ها (چندین سال) دست روی دست گذارند و منتظر پایان یک تحقیق شوند.
فقدان اعتقاد؛ متأسفانه، در تجمع عوامل بالا، ملاحظه می‌شود که اساساً اعتقاد به تحقیق علمی برای تصمیم‌گیری وجود ندارد. این بدان ماند که بیمار نزد پزشک رود، لیک هیچ اعتقادی بدان نداشته باشد. محققان به نوعی پزشکان جامعه به شمار می‌آیند، در صورت فقدان اعتقاد، یا کاری به آنها واگذار نمی‌شود، یا آن‌که حاصل کار در ویترین‌های نمایشی باقی می‌ماند.
ج. سطح توزیع؛ توزیع داده‌های پژوهشی خود از اهمیت اساسی برخوردار است. شبکه‌ای شدن پژوهش یک نیاز اساسی است که از آن، زنجیره پژوهش به‌دست می­آید. لذا، غربت پژوهش‌ها، جدا ماندن آنها و ضبط‌شان در ویترین‌ها، تنگناهای سیاسی پژوهش اجتماعی را تشدید می‌کند.
چشم­اندازها: به نظر ما، آینده در اختیار پژوهش‌های­اجتماعی است، هزاره سوم جز با داشن بنا نمی‌شود. دلایل بسیاری هم این مدعا را تأیید می‌کند، نظیر:
پیدایی روابط روش‌های کیفی- کمی؛ دانش جدید با تکوین قریب به بیست روش جدید قرین است، از تاکسونومی، دلفای، گروه‌های محوری، تحلیل شبکه، تحلیل ژانر، تحلیل گفتمان تا روش‌های کیو، منطق فازی، نظریه زمینه‌ای و ...
بسط آگاهی‌ها در جامعه علمی؛ همگان می‌پذیرند تحقیقات کیفی نه در جهان که به طریق اولی در ایران، پاسخ نداده و نمی‌دهد.
بسط آگاهی‌ها در حوزه‌های اجرایی؛ مدیران جامعه روز به روز بیشتر می‌پذیرند که جز با پژوهش، تصمیمم علمی حاصل نمی‌شود. تجربه اندوخته مدیران نیز همین نتیجه را تأیید می‌کند. هزاران تصمیم آنی، ارتجالی و سلیقه‌ای، راه به جایی جز اتلاف منابع و هدر دادن زمان نبرده است.
[1] استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران
[2] - theory- foc
[3] - theory- directed
[4] -Quantophreny
[5] - testo- mania
[6] -naturalism
[7] - naturalistic research
[8] - Interdisciplinary
[9] - Transdisciplinary
باقر ساروخانی