نویسنده:سید حسین امامی
علم، ابزار کشف حقیقت و محصول پژوهش است و پژوهش به گفته پروفسور «هانس کربس» - استاد دانشگاه آکسفورد- دیدن چیزی است که دیگران نمی توانند ببینند و اندیشیدن درباره چیزی است که دیگران نمی توانند به آن بیندیشند. دیدن آنچه همه از دیدن آن ناتوانند، نیازمند دیدی عمیق و موشکافانه است و این تنها از طریق کنش و واکنش های آموزشی علمی در شرایط محیطی مناسب بویژه از سوی استعدادهای برجسته و نخبگان جامعه میسر می شود.بنابراین، پژوهش در دنیای امروز فعالیتی جدی و ضروری است؛ زیرا نتیجه آن علم و فناوری است و این دو، منشا ثروت و قدرت هستند.
امروزه شاهدیم که از طریق علم و فناوری مزیت های جدید خلق می شود و ثروت و رفاه به ارمغان می آید و انتظار می رود که علم و فناوری علاوه بر کشف رازهای طبیعی، بشریت را به جایی برساند که ناآرامی و تنش های سیاسی و اجتماعی را در آن راهی نباشد و نابرابری های اجتماعی به حداقل برسد.امروزه علم در جوامع نوین از عنصری منزوی و در اختیار گروهی اندک خارج شده و دولت ها در آن دخالت می کنند. از اینجاست که تقویت علم و فناوری و به تبع آن حمایت از فعالیت های پژوهشی برای حفظ بقای کشورهای در حال توسعه از اهمیت اساسی برخوردار می شود.ما در عصری زندگی می کنیم که علم هر روز قدرت خود را ظاهر می کند. دانشی که علم به ما داده است بر فاصله ها غلبه کرده، نیازها را برآورده ساخته، بیماری ها را کاهش داده و درها را به روی فهم رازهای طبیعی گشوده است. علم برای کشف حقیقت، یعنی چیزی که پنهان است، ابزاری بی مانند است. زحمت توسعه علمی بر دوش پژوهشگران و محققانی است که همه زندگی خود را وقف جستجو، پژوهش و تحقیق می کنند و به قول معروف دود چراغ می خورند؛ اگرچه با پیشرفت فناوری امروزی، دود چراغی وجود ندارد، ولی پیشرفت فناوری نتوانسته کمکی به فقر و مشکلات مالی یا پایگاه اجتماعی آنها بکند.
دانشمندان و پژوهشگران چیزی برای خودشان نمی خواهند و بزرگترین دلمشغولی و دغدغه ای که دارند، این است که امکانات و بستر علمی برای آنها فراهم شود تا بتوانند به پژوهش های خود ادامه دهند. در اهمیت تحقیقات، نکته مبهمی وجود ندارد و جای شکی باقی نیست. پژوهش یکی از ارکان ارتقای علمی کشورهاست؛ اگر بخواهیم فناوری داشته باشیم، باید پژوهش داشته باشیم.
امروزه، تحقیق و پژوهش در کلیه شوون زندگی علمی، سیاسی، اجتماعی و... از ضروریات اجتناب ناپذیر است، بنابراین برای حرکت هدفمند، نظام مند و اثربخش ناگزیریم که تحقیق و پژوهش را در سرلوحه کارهای خود قرار دهیم.کشورهایی موفق به پیشرفت چشمگیر در بخش های علمی و تکنولوژیکی خود شده اند که به طور متوسط به جمع آوری اطلاعات، تحقیق و کاربرد تحقیق در عمل شده اند. موفقیت و نقش برجسته علم، رابطه بین گروه علمی و دولت را بسیار پیچیده تر از گذشته کرده است. ظهور و بقای هیچ جامعه نوینی بدون حمایت علم و فناوری قابل تصور نیست و ارتباط، موانع را از سر راه هر دو طرف بر می دارد. علم نوین، بزرگتر و پرهزینه تر از آن شده که بتواند بدون کمک مالی دولت برای مدتی طولانی باقی بماند. هر دو طرف گروه علمی و دولت به یکدیگر نیازمندند؛ اما رابطه بین علم و قدرت رابطه ساده ای نیست.
براساس برآورد یونسکو تعداد دانشمندان و مهندسان تحقیق و توسعه در یک میلیون نفر جمعیت در سال 1990 در کشورهای در حال توسعه 189 نفر و در کشورهای پیشرفته 3694نفر و هزینه های تحقیق و توسعه به ترتیب 3/18 میلیارد دلار و 3/434 میلیارد دلار بوده است. سهم تولید فناوری کشورهای اتحادیه اروپایی، امریکا و ژاپن در سال 1993 بر اساس جوایز امتیاز اعطا شده اروپایی و امریکایی حدود 92 درصد از کل تولیدات فناوری جهان بوده است.آن کاری که در همه جهان به آن با دیده احترام می نگرند و جان مایه علم فردا را باید در آن جستجو کرد، در این سرا خریداری ندارد. در بیشتر کشورها، میانگین تعداد محققان در هر میلیون نفر به سهولت از 2 هزار نفر بالاتر است.
در ژاپن این میزان به 5 هزار نفر در یک میلیون می رسد. طبق آمار سال 1366، در ایران این نسبت فقط 82 نفر در میلیون بوده است. کشورهای در حال توسعه 65/0 درصد از تولید ناخالص ملی خود را صرف تحقیقات می کنند، در حالی که این رقم در سال 1380 در کشور ما 35/0 درصد بوده است.در برخی از کشورهای غربی هزینه تحقیقات برای هر شهروند 900 دلار است؛ اما این میزان در کشور ما 5دلار بوده است. تا چند سال پیش سهم پژوهش از بودجه سرانه کشور زیر 5/0 درصد است که این سهم در کشورهای توسعه یافته 52/1 درصد در کشورهای در حال توسعه یک درصد و در ژاپن و ایالات متحده امریکا 5/2 درصد بوده است. پژوهش حتی در دانشگاه ها و موسسات آموزشی و تحقیقاتی کشور نیز هنوز کاملا نهادینه نشده است و بسیاری از موسسات، حتی بودجه، ساختمان یا کارکنان مستقلی برای پژوهش ندارند و علی رغم توجه مناسب مسوولان و جهش قابل توجه در این زمینه تا رسیدن به جایگاه مناسب راه بسیار زیادی مانده است و در واقع می توان گفت هرچه در این زمینه کار مناسب صورت گیرد، به جهت بازدهی بالا و تاثیر این بازدهی، تا رسیدن به جایگاه مناسب راه زیادی مانده است.
موانع پژوهش در کشور
عوامل زیادی امر پژوهش در کشورمان را با رکود نسبی و مشکلات جدی روبه رو کرده و باعث شده که پژوهش به عنوان یک موضوع فرعی مورد بحث و مدنظر باشد.
مهمترین این عوامل عبارتنداز:
1- فقدان انسجام و ارتباط منسجم و منطقی بین دانشگاه ها، موسسات تحقیقاتی و واحدهای تولیدی
2- فقدان نظام صحیح و مطلوب در زمینه توزیع اعتبارات پژوهشی
3- فقدان انگیزه کافی برای اجرای تحقیقات بین استادان و مراکز تحقیقاتی
4- فقدان بودجه کافی، وجود مقررات دست و پاگیر مالی و اداری، کم توجهی به محققان و مشخص نبودن سیاست ها و اولویت های تحقیقاتی (حتی در مورد انتخاب موضوع های مهم تحقیقاتی)
5- فقدان سیاستگذاری مشخص و متمرکز در پژوهش و عدم تمرکز در اجرای آن
6- فقدان بستر مناسب برای شکل گیری و رشد تحقیقات کاربردی و توسعه ای
7- فقدان ضوابط منسجم و قابل اجرا در سیاست های حمایتی از محققان و پژوهشگران
8- نبود بانک های اطلاعاتی
9- ضعف اطلاع رسانی
10- فقر منابع
11- ضعف ادبیات نظری
12- کمبود نیروی انسانی پژوهش این وضعیت در شرایطی است که علم و فناوری برای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش درد و رنج بشر در کشورهای درحال توسعه کاربرد بیشتری دارد.
افزون بر آن توجه به علم و فناوری و انجام فعالیت های پژوهشی برای کشورهای در حال توسعه از ضرورت بیشتری نسبت به کشورهای توسعه یافته برخوردار است؛ زیرا در غیر این صورت شکاف بیشتر علمی و فناوری بین این کشورها و کشورهای توسعه یافته به وجود می آید. امروزه در جهان مدرن برای استثمار و استعمار نیز شیوه های جدیدی ابداع شده است.
امروزه استثمار از طریق جدا کردن، تنها گذاشتن و در حاشیه قرار دادن و به کمک فلج کردن سیاسی و اقتصادی کشورها صورت می گیرد.
شیوه مقابله با استعمار و استثمار نیز تغییر یافته و راه مبارزه با آن انجام طرح های پژوهشی و تولید علم و فناوری است.
کشورهای در حال توسعه دیگر نمی توانند نظاره گر پیشرفت های دیگران باشند. آنها نیز باید خود اقدام کنند و برای مشارکت کردن، آموزش علم، ارتقای سواد علمی جامعه و تولید علم از طریق انجام فعالیت های پژوهشی لازم است.با درک این حقیقت که علم ودانش علمی ابزارهای قدرتمندی برای شکل دادن به جامعه ما هستند، لازم است در مورد کارکرد اجتماعی علم و فن آوری بیشتر فکر کنیم. علم، بویژه پس از جنگ جهانی دوم به بنگاه اقتصادی عظیمی تبدیل شده است.علم، دیگر پیشینه انفرادی و حرفه ای که به تنهایی انجام می شود، نیست و اکنون علم، به علم بزرگ تبدیل شده است و علم بزرگ برای آن که به طور مطلوب عمل کند، به ساختار سازمانی دائمی نیاز دارد.این بدان معنی است که علم به پول کلان و تداوم احتیاج دارد و نمی تواند به کمک های مالی متناوب حامیان اتفاقی وابسته باشد. امروزه احتمالا هیچ پروژه علمی وجود ندارد که بتواند بدون کمک مالی دولت اجرا شود.از طرف دیگر هیچ تصمیم دولتی نمی تواند بدون پژوهش مقدماتی علمی و اعلام خطرهای علمی مداوم اتخاذ شود و به اجرا درآید و دقیقا به این علت است که ساختار دولت و قدرت حکومت در عملیات روزانه خود هر چه بیشتر به پژوهش علمی وابسته می شوند، در عمل هیچ رشته ای از فعالیت های حکومتی یا توسعه صنعتی خصوصی وجود ندارد که دانشمان بر آن بی تاثیر باشد. پژوهش ها در دوره جنگ جهانی دوم، در زمینه فناوری های مبتکرانه و محصولاتی نظیر موتور جت، راکت برای قراردادن ماهواره ها در مدار، رادار، وسایل الکترونیکی و رایانه ها، د.د.ت، پنی سیلین و بسیاری وسایل و تجهیزات دیگر توسعه ای غیرقابل توصیف به وجود آورد.
علم به طور قابل ملاحظه ای در پیروزی جنگ موثر بود؛ علم به همان اندازه در اقتصاد و اجتماع دوران صلح نیز ضروری و موثر بود.در تمام پهنه گیتی، کشورها شروع به ارزیابی مجدد منابع علمی خود کردند، با این نظر که زیرساخت های علمی خود را متناسب با وضعیت جدید اصلاح کنند یا آن را ایجاد نمایند. مدت ها رابطه بین علم و اقتصاد ناشناخته مانده بود و مدت ها طول کشید تا فهمیده شود اکتشاف های بنیادی علم باعث افزایش صنایع بزرگ، جدید و مبتنی بر پژوهش شده است.ابتدای چنین برداشتی دراواخر دهه 1960 «جی.جی. سر وان شرایبر» با انتشار کتاب «چالش امریکایی» این سوال بسیار مهم مطرح شد که اختلاف تحقیق و توسعه در ایالات متحده امریکا و کشورهای اروپای غربی چه اهمیتی برای عملکرد آینده اقتصادی آنها دارد و این مساله به مساله ای عمومی تبدیل شد.مطالعات مربوط به آنچه «شکاف فناورانه» خوانده می شود، نشان داد که در واقع ارتباط مستقیمی بین کوشش های تحقیق و توسعه و رشد اقتصادی یا عملکرد تجاری وجود ندارد.
جهان ما و جامعه ما به وسیله فناوری بسیار موفقی که مبتنی بر اکتشاف های علم است، شکل گرفته و با آن حفظ می شود. بنابراین علم می تواند به عنوان قدرتی که جهان ما را به نیک و بد تغییر می دهد، مورد توجه قرار گیرد؛ همچنین می توان علم را به عنوان عامل این تغییرات در نظر گرفت که در دست مردان و زنان صاحب قدرت است؛ یعنی کسانی که قادرند آن را به چنگ آورند و از آن بهره برداری کنند. بنابراین پژوهش های علمی تغذیه کننده دستگاه کنترل قدرت است که به طور مداوم قدرت بیشتر را به کسانی می دهد که قبلا صاحب قدرت بوده اند. بنابراین می توان گفت: قدرت، قدرت می آورد.
مهمترین مشکلات پژوهشی کشورهای در حال توسعه
برخی از مهمترین مشکلات پژوهشی کشورهای در حال توسعه جهان معاصر به شرح زیر است:
1- کمبود عرضه انبوه نیروی انسانی ماهر در رشته های علمی و فنی به منظور توسعه منطقی فناوری داخلی و جذب و سازگار کردن فناوری وارداتی
2- نبود فضای سیاسی مناسب و چارچوب های قانونی تنظیم کننده در بخش های اقتصادی اجتماعی که محرک فعالیت های پژوهشی باشد.
3- نبود سازوکار لازم برای انتخاب فناوری مناسب
4- بی توجهی به شرایط محلی در فعالیت های آموزشی و پژوهشی
5- نبودن تداوم در فعالیت فرهیختگان و عدم تناسب میان فعالیت و رشته های حرفه ای آنها
6- بخشی و رشته ای دیدن مسائل در فعالیت های پژوهشی
7- نبودن جامعه علمی انتقادکننده تحقیق را کسی درخواست می کند که برای این کار بودجه ای دارد و کسی انجام می دهد که نیازی دارد.
برای اجرای پژوهش در علوم مختلف، نیازمند نیروی انسانی متخصص، کارآمد و خلاق هستیم؛ اما نه به این معنی که ما اختراع و یافته های علمی جدید را تنها ویژه نوابغ بدانیم و در انتظار افروختن جرقه ذهنی آنها باشیم. همه می توانند به گونه ای در راه پژوهش و پیشرفت و ایجاد نوآوری پیشتاز و هدف دار باشند.بودجه پژوهش، مدیریت پژوهش و نیروی انسانی پژوهش سه راس مثلثی هستند که مرکز ثقل آنها نقطه برخورد و نقطه عطف وجود هر سه آنها به میزان لازم و درحد تعادل است. در این نقطه است که ما انتظار داریم به اهداف خود دست یابیم. نبود یکی از 3 شرط اساسی فوق باعث نقصان در کار و نرسیدن به نتیجه دلخواه و مطلوب می شود.

منابع:

1- پیتر فردیناند دراکر، مدیریت آینده، دکتر عبدالرضا رضایی نژاد، موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ دوم، 1375. 2- فدریکو مایور و آگوستو فورتی، علم و قدرت، پریدخت وحیدی، انتشارات سازمان برنامه و بودجه، انتشارات سازمان برنامه و بودجه، چاپ اول، 1377. 3- دکتر ایرج سلطانی، مقاله «نقش پژوهش در مخاطب شناسی» مجله پیام مدیران، شماره 9 و 10 بهار و تابستان 1380، ویژه اولین همایش «پژوهش در صداو سیما». 4- شهرام شیرکوند، مقاله «پژوهش، پژوهشگر و پژوهشنامه در مخاطب شناسی»، مجله «پیام مدیران»، شماره 9 و 10، بهار و تابستان 1378. 5- عین الله خنجری، مقاله «اطلاع رسانی پژوهش در مخاطب شناسی»، مجله پیام مدیران، شماره 9 و 10، بهار و تابستان 1378.